سلاو بو گه ریلا
قاره مانه کانی
سه ر چیاکانی کوردستان
سلاو بو گه ریلا
قاره مانه کانی
سه ر چیاکانی کوردستان
مصطفی قرهسو
در دموکراسی خلقها، دولت ـ قدرت آماج گرفته نمیشود
رهبر خلق کرد در کتاب "دفاع از یک خلق" چگونگی دموکراسی نمایندگی را اینگونه تشریح میکند: دولت بنا به کارکرد زیاد خود نهاد اصلی بسیار قدیمی و در راس جامعه است. با روشی دموکراتیک ایجاد نمیشود. با شیوهای سنتی و انتصابی اداره میشود. جامعه فوقانی در میان خود دموکراسی را پیاده میکند. این را نیز میتوان دموکراسی طبقات بالایی نامید. این، وظیفه مخفی نگهداشتن چهره دولت را بازی میکند. این دموکراسی در مدل بیشتر جمهوریهای غربی، دولت را اساس میگیرد. اول دولت میآید و سپس دموکراسی؛ بدون دولت بحثی از دموکراسی در میان نیست. در حالیکه در دموکراسی خلقها، دولت ـ قدرت آماج گرفته نمیشود. دموکراسیای که هدفش دولتشدن است قبر خود را بدست خود میکند.
آن فرهنگ دموکراسی که دموکراسی نمایندگی به توسعه آن پرداخته، امروزه نه تنها در میان ردههای ممتاز اجتماعی باقیمانده، که ازمنافع خلقها نیز فاصله گرفته است. توسعه جامعه مدنی نیز این کیفیت را چندان تغییر نمیدهد.
شهرداریهای آزاد و مدیریتهای بومی در برابر مدل دموکراسی نمایندگی که شبیه مدل دولت مرکزگرا و ممتاز است، عرصه ای مهم در پیشبرد دموکراسی تودهای میباشد. امروزه مدیریتهای بومی نقش برجستهای را در توسعه دموکراسی ایفا میکنند. فقط در صورت بومی ماندن آنها به میزان زیادی، آشکار است که دچار افق دید محدودی شوند و این وضعیت همیشگی است. در حالیکه مرکزیت گرایی خطری برای دموکراسی است، بومیگرایی نیز به علت اینگونه گرایشات محدودساز، خطر مشابه دیگری است که در برابرمان قدعلم میکند.
با علم به این واقعیت احتیاج به مدلی برای توسعه و تعمیق دموکراسی آشکار است. این نیز کنفدرالیسم دموکراتیک است که متکی بر مدل سازماندهی از پایین تودههای جامعه میباشد. این مدل سازماندهی دموکراتیک اقشار مختلف اجتماعی است و نه دولت.
اقشار و بخشهای مختلف اجتماعی كه از زحمتکشان، اجتماعات دینی، اتنیسیتهای، فرهنگی و دیگر بخشها تشکیل مییابد هر یک با سازماندهی در داخل خود، در انجمنهای محلی نیز جای میگیرند و کوردیناسیونی تشکیل میدهند که امور مشترک اجرائی را هماهنگ کند.
در کنفدرالیسم دموکراتیک سازماندهی برمبنای خودمدیریتی واحدها و افراد، در سطحی که بتوانند در مقیاس شخصی بر مشکلات فائق آیند، اساس گرفته میشود. مشارکت فرد از پایین بایستی با اراده خود، موثر و آگاهانه باشد. اتحادیههای بزرگ در حدی بودهاند که نتوانستهاند بر مسائل و مشکلات فائق آیند و امکان مشارکت آگاهانه و بااراده را ندادهاند. بنابراین فردی دموکرات و آزاد، سالم و دارای اعتماد به نفس ظهور نمیکند. در اتحادیههایی که زمینه مشارکت آگاهانه در مقیاسی وسیعتر فراهم شود، اعتماد به نفس و وضعیت روحی و روانی فرد تاثیر بسزائی در توسعه سالم و دموکراتیزه کردن جامعه میگذارد و افرادی بوجود میآیند که در مقابل مشکلات و حساسیتها از خود مایه بگذارند. در چنین معیاری فردی که مشارکت و اراده دموکراتیک او افزایش یافته، شناخت و آگاهی وی نیز ارتقاء یافته، در مقیاسی وسیع تر (در سرتاسر کشور و موضوعات بین المللی دیگر) همکاری و مشاركت و تاثیرگذاری بیشتری در رفع مشکلات خواهد داشت و به موضعگیری میپردازد. زیرا ارتقاء سطح آگاهیهای بومی فاکتوری اصلی در روند آگاهیسازی عمومی آن بحساب میآید. به لحاظ اینکه مشارکت و سازماندهی دموکراتیک نیروهای بومی در چارچوبی محدود قرار نگیرد، کنفدرالیسم گشایش وسیعی را در این زمینه ایجاد میکند. برای مثال تعدادی واحد با حفظ هویت مستقل و ویژه خود در حد قابل توجهی کنفدراسیونی تشکیل دهند. به این صورت کنفدرالیسم از نظام مانع گرا در برابر مشارکت اراده و تاثیرگذاری فرد و مرکزیتگرایی که باعث خفقان جامعه شده گذار و دموکراسی را در پایین گسترش داده و از دیدگاههای تنگنظرانه محلی جلوگیری میکند.
معلوم است که به شکل فشردهاي مباحث صورت ميگيرند. آيا مجلس صلح داراي آنچنان ساختارهاي نهادي و دايمي ميباشد؟ صلح کاري است دشوار و جدي، به اندازه جنگ دشوار است. آيا اين را ميدانند؟ مجددا ميگويم، کنفرانس صلح را مهم ميبينم، از اين رو، سلامم را به اين کنفرانس تقديم ميدارم. لازم است اينها در هر جاي ترکيه بهشيوهاي بسيار نيرومند و سازمانيافته باشند. آيا داراي سازماندهيهايي تا اين اندازه نيرومند هستند؟ آيا به اندازه کافي خود را به محافل مختلف ميرسانند؟ مبارزهکردن براي صلح، دشوار است. ملزوم به نيروي ايدئولوژيکي و مفهومي نيرومندی است. آيا داراي نيروي ايدئولوژيک و مفهومي هستند؟ مبارزه صلح همراه با سطحي تئوريک، ملزم به يک اقدامگرايي فوقالعاده نيز ميباشد. دفاعياتم بهويژه آخرين دفاعياتي که نوشتهام از حيث ايدئولوژيک، راه را بر معنايابي اين [مبارزه] ميگشايد. اين دفاعياتم را به آنها نيز ارايه ميکنم. آيا مجلس صلح ميتواند خود را به حد کافي به هر محفلی برساند؟ آيا داراي سازماندهيهايي کافي و گسترده و مشارکتي با دل و جان براي اين کار هستند؟ آيا از محافل مختلف در اين کنفرانس مشارکت صورت ميگيرد؟
هان "اوجالان تروريست"! در واقع، اينها نميخواهند که واقعيت را ببينند. ما داراي کارهاي بسياري براي چارهيابي سياسي ميباشيم. گاندي، ميگويند گاندي اما ما کاري را که در اينجا براي کردها و صلح انجام دادهايم ده برابر کار گاندي است. تصميم عدم انجام عمليات KCK هم تا جولاي ميباشد، احتمالاً اين تا آخر آگوست هم اين بدينمنوال خواهد رفت. اما من موضع حکومت بهخصوص جناب اردوغان را براي اين مرحله بهطور شفاف درک نکردم. در طي اين مرحله تا حدودي درک ميشود. صحيح است من به کردها گفتم که تا آگوست در راستاي صلح يک نقشه راه را اعلام خواهم کرد. در اين باره به خلقم قولي دادم. براي همين ميانديشم، لزوماتش را بهجای خواهم آورد. اما در طول اين مدت، 36 نفر جان باختند. انسانهاي جواني بودند. براي مرگ آنها خيلي متاسفم. نه مرگ سربازها و نه مرگ گريلاها را تحمل نميکنم. مجددا ميگويم وقتي از عدم انجام عمليات بحث بهميان ميآيد به معناي انجامندادن دفاع مشروع نيست. در مقابل اپراسيونها کسي از کسي انتظار ندارد که دست و پايش بسته باشد. من براي متوقفکردن اين مرگها تلاش ميکنم. قبلا نيز دهها بار بر زبان راندم. جناب اردوغان را نيز فراخواندم؛ گفتم که بياييد اين مرگها را متوقف نماييم. من از دموکراتبودن جناب اردوغان مطمئن نيستم، [او] بااستقرار نيست. يک گام به جلو و دو گام به عقب برميدارد.
همه اينها را براي" جوات اونش "نيز ميگويم. من در اينجا در راستاي گشودن راه صلح نفس به نفس مبارزهای را انجام میدهم. براي اين زير فشار شديدي قرار دارم. تقريبا ديگر به وضعي درآمدهام که شبها نميخوابم. در واقع، جوات اونش ميداند. خلقم به من پايبند است. اما در اين مرحله لازم است که خلق هم بسيار کار کرده و هم بسيار هوشيار باشد. ما مشغول مرحله چارهيابي هستيم اما اگر تصفيه را تحميل کنند نتايج اين بسيار سنگين، و گناهش نيز بر عهده اردوغان ميافتد، او حکومت است. از طريق اين تصفيه نهتنها براي خلع سلاح PKK بلکه براي از بينبردن تمامي سازمانهاي سياسي ايجادي خلق و اراده وي خواهند کوشيد. ميگويم که اين بسيار خطرناک است.
در اينجا صراحتاً جناب اردوغان و بايکال را فراميخوانم. اين ميتواند با نام من هم منتشر شود. ما مخالف مبادي آغازين جمهوريت نيستيم. مخالف مصطفي کمال هم نيستم. وي بنيانگذار اين جمهوريت ميباشد. با اتکاي بر انتخابات خواهان مختاريت گسترده براي کردها در سرزمينهايشان بود. قانون سال 1921 براي اين مناسب است. کسي که اين را طلب نموده مصطفي کمال است. براي همين ما مبادي آغازين جمهوريت را ميپذيريم.
در اينجا دقيقا ميخواهم که اين را بگويم. در واقع، نميخواهم که زياد در مورد نخست وزير حرف بزنم. اما اين اعمال صورتگرفته حتي در مونارشي ـکه مديريت تکفردي است ـ و اوليگارشي نيز نميتواند انجام گيرند. تو پارلمان منتخب خلق را هيچ به حساب ميآوري. يکي دو نفر نشسته با هيچانگاشتن اين ارادهها در مورد سرنوشت خلق تصميم ميگيريد. اين ديکتاتوريت است. نميتواني اين را به من بقبولاني؛ با هيچ بهانهاي توجيه کني. اردوغان ميگويد «يک نقطه برگشت تاريخي است» ناچار است اين را به خلق اعلام کند. داراي چنين مسووليتي است. با هيچانگاشتن حکومت و پارلمان نميتواني بنشيني و تصميم بگيري. اين حتي در ديکتاتوريت نيز وجود ندارد. من پيشبيني ميکنم که در آنجا چه چيزي گفته ميشود، براي ما [بهمثابه] يک سرّ بزرگ هم نيست. در آن ديدار، کردها را موضوع تجارت نمودند. اردوغان کردها را بهصورت موضوع تجارت درآورده و گفت که ميتواني بر روي کردها اپراسيون انجام دهي. بر روي من تجارت ميکنند. آنطور که گمان ميرود مستقل هم نيستند. در اين ميهن خيلی چيزها را نميفهمند. همچنانکه درک و تحليل هم نميکنند، مبارزه صحيحي را هم انجام نميدهند.
دادگاهي ارگنکون ادامه مييابد اما در اصل اين ارگنکون قشري کوچک، به اتمامرسيده و ورشکست ميباشد. هفتاد درصد از ارگنکون هنوز بر سر کار است. قبلا نيز گفته بودم. در اصل سابقه ارگنکون به گذشته دور باز ميگردد. داراي سه دوره جداگانه است. يکي مرحله مابين سالهاي 1905 تا 1918. در اين مرحله اتحاد و ترقي وجود دارد. بعد از آن، سالهاي مابين 1920 تا 1925 ميباشد که مرحله تاسيس جمهوريت است، احتمال آزادي وجود داشت؛ مرحله جنگ رهايي است. قانون اساسي سال 1921 وجود دارد. اما مصطفي کمال را به محاصره درآوردند. دومين مرحله سالهاي مابين 1925 تا 1944 است. مرحله جنگ دوم جهاني نيز بهوقوع پيوست. در اين مرحله از سياستهاي آمريکا و انگلستان پيروی شد. سومين مرحله از سال 1944 تا 2007 ميباشد. بعد از ديدار ارگنکون با آمريکا، اين کشور پشتيباني خود را از ارگنکون قطع کرد. در همه کشورها دايرههاي جنگ ويژه تصفيه شده بود اما تصور تصفيهشدن تمامي ارگنکون اشتباه است. در اصل ارگنکون AKP نيز وجود دارد. هم CHP و هم MHP نيز ارگکنون خود را دارند. کردها نيز ارگنکون دارند. ارگنکون چنان که تصور ميشود صرف در ميان ارتش نيست، ارگنکون مدني نيز وجود دارد. و اينان نيرومند تر از آنند که تصور ميشود. در ترکيه عدنان مندرس چرا از به دارآويختن خود آگاه نبود. دنيز گزميشها بهدار آويخته شدند اما از علت اعدامشان کاملا خبر نداشتند. "محسن يازجي اوغلو" نيز مرد. چرا معلوم نيست چه کسي او را کشته است. اينها را ماهرانه انجام ميدهند. دست کم نسبت به من نيز ده بار نقشههاي سوقصد را انجام دادند. در اصل ميخواستند مرا نيز از ميان بردارند. مرگ من براي آنها از زندگيم بيشتر خطرناک است. بدين صورت نيز حالا در اينجا هستم. از وضعيت تندرستيم پرسيده ميشود. اين وضعيت نيز بر اين اساس درک ميگردد.
سرمايه انگليس و اسراييل از اينها حمايت ميکند. اسراييل، از [هنگام] ظهورمان تابحال، مشغول به ماست. مرا همچون ظهوري در برابر منافع خود ميبيند. در سال 1980 کنان اورن طي مصاحبهاي، گفته بود «ما داراي پروژه گاپ هستيم، آپو چه چيزي دارد؟» من پروژه آن موقع گاپ را مورد تحقيق قرار دادم. از آنجا آب را طي يک کانال مستقيما به حران ميبردند. من در آن زمان ميانديشديم. در حالي که اطراف [آن] اين همه خشک است آب را به سوروج، بوزوا، ويرانشهر و حتي ماردين نبرده اما آب را با يک کانال به حران ميبرند. ميدانيد حران براي يهوديها مهم ميباشد؛ ريشهاش به اسم هارون برادر ابراهيم برميگردد. گاپ، پروژه اسراييل است. آن را مستقيما توسط گروه دوغوش به انجام رساندند. سرمايه يهودي پشتيبان آن بود؛ "جيتيبانک" [نيز] گارانتي آن. گروه انکاکوچ قبلا در آنجا زمينهاي گستردهاي را خريده بود. هر سال بر وسعت زمينهايشان ميافزودند. آن مساله چهل و چهارساله مرزـ مين نيز عليرغم گفته هر کسي، بهشيوهاي خواهد شد که آنها ميخواهند. اصلاً اينگونه از مخالفت و اين جور مسايل دم نزنند. زمينها را از دست کردها خواهند گرفت. اينها هميشه با خلقها چنين ميکنند. خلقها را به گدايي مياندازند. از ناموس، جنايت و امثال آن دم ميزنند. در واقع، بزرگترين بيناموسي اين است. دختران چهارده ساله کردها را در هر چهار طرف ترکيه، به کارگري ناچار ميسازند، به اين نيز راضي بوده و حتي آن هم دستگيرشان نميشود. ما همه اينها را برملا ميسازيم. براي همين مرا دوست ندارند.
اينها با AKP به توافق رسيده، بهشکلي فوقالعاده و طرحريزيشده آن را توسعه ميدهند. امارتهاي عرب نيز از طريق سرمايه نفت، زمينهاي بزرگ ميخرند. آنها سعي ميکنند که بر حزب سعادت موثر واقع شوند. اسم اين شرکتها ترکي بوده و همچون سرمايه ترک ديده ميشود، هر چيزي صد در صد بومي ديده ميشود اما کاملاً به سرمايه بيگانه وابسته هستند، امروز نيز اينها قابل مشاهده ميباشند. در واقع، هزاران هکتار اراضي را با نام اين شرکتها مسدود گردانيدند. بهخاطر اروفاييبودن من و اينکه ما مبارزه را در سال 1980در اين منطقه گسترش داديم، از هر دو طرف؛ يعني هم از سوي اسراييل و هم عربها مورد حمله قرار گرفتيم. اسراييل از گذشته تاکنون مرا همچون يک تهديد و خطر براي خود ديد. انتخابات اورفا و اين وضع پريشان اورفا نيز بههمين علت است. عربهاي سنتي از راه حزب سعادت، شهرداري اورفا را در دست گرفتند، سعي ميکنند که تاثيرگذار باشند. در انتخابات اخير نيز اين تحول نمايان گشت. AKP همچنانکه گمان ميرود، يک حزب اسلامي هم نيست. AKP، اوانگليست مسلمانان ميباشد؛ در مفهوم اسلاميتي که مسيحيت را پذيرفته ميگويم. ميدانيد، در اروپا و آمريکا نيز اوانگليستها وجود دارند. مسلماني حزب سعادت، اسلاميت سنتي اعراب بوده و اين اسلاميت تا حدودي در بيرون قرار گرفته وکنار زده ميشود. هماکنون پذيرفته نميشود. براي همين، اسلاميت حزب سعادت تا حدودي به حاشيه رانده شد. اسلاميت AKP، يک نگرش اسلاميت اوانگليست است که از سوي اسراييل و آمريکا تاييد شده است. اما هر دو مورد نيز ضد کردهاست، هر دو نيز سعي ميکنند که زمينهاي کردها را نيز از دست آنها بگيرند.
مبارزه صلح، جديت بسياري ميطلبد، اقدامگرايي ميخواهد. صرف برخوردهاي تئوريک کافي نميباشد. من در اين ارتباط ، بر روي آخرين پيشنهاد چارهيابي خود ميانديشم. بهزودي با سرعت زيادي شروع به نوشتن آن خواهم کرد. اين را هم به حکومت و ارتش و هم به KCK و خلق کرد ارايه خواهم کرد. اکنون نميخواهم که زياد حرف بزنم اما سعي ميکنم همچون آخرين تلاشم، لزوم مسووليت تاريخيم را بهجاي آورم. در واقع، اين مبارزه صلح را پانزده سال است عليرغم تمام فشارها نفس به نفس ادامه ميدهم. سعي کردم که به جسارت اوزال جواب دهم. تلاش نمودم که در آن موقع اينها را درک نمايم. در واقع نهتنها اوزال، بلکه در درون ارتش نيز يک سري اخبار به ما ميرسيد. اگر "بام خراب شود، همه ما در زير آن ميمانيم، هر کسي صلح ميکند، دنيا صلح ميکند ما چرا به صلح دست نيابيم؟ ترکها و کردها در طول تاريخ در کنار هم زيستهاند، برادريي هزارساله وجود دارد، اين را از ميان برنداريم. عليرغم هر چيزي، خلقها روبهروي هم قرار نگرفتند". من هم اينها را مهم برشمردم.
من اين جنگ را پانزده سال است که تحديد ميکنم. در واقع، از سال 1993 تابحال، با مراحل آتشبس اين را انجام داديم. وگرنه گريلا ميتوانست عمليات و جنگ بسيار متفاوتي را گسترش دهد. در واقع، در درون ارتش نيز برخوردهاي "کارادايي"، "کورکاوغلو" و "اوزکوک" در جهت گشودن راه سياست بود. مصطفي بالباي در دفتر خاطراتش براي اوزکوک ميگويد: «او يک نفر است و ما نود و نه نفر». اوزکوک در برابر اينها بهتنهايي در هواپيماي جنگي و زيردريايي سوار ميشود؛ تلاش ميکرد که جسارت خود را نشان دهد. حتي در برابر [خطر] مسمومشدن، غذايش را از خانه ميآورد. قبل از اين، موضع کارادايي و کورکاوغلو نيز جهت گشودن راه سياست بود. ما هميشه به اين شانس داديم، آنچه را که برعهدهمان بود انجام داديم. امروز نيز شانس ميدهيم. اما اگر اين را صحيح ارزيابي نکرده، همچون ابزاري براي تصفيه درآورند، باز هم بگويند "اينها ضعيف ميشوند، نابود ميگردند، اينطوري نابود ميکنيم، به پايان ميرسانيم، آنها را ديده و نابود ميکنيم"، من نيز به خلق کرد خواهم گفت که "براي خود چارهاي بينديشيد، صلح تحقق نمييابد. از اين بهبعد کاري را که من در اينجا انجام دهم، وجود ندارد. از لحاظ فيزيکي نيز شرايط فيزيکي من مناسب نيست، ممکن نيست که از لحاظ حقوقي و سياسي نيز بتوانم يک سازمان را مديريت کنم. از يک سپتامبر به بعد اگر همچنان بگويي "ميروم، ميگردم، مييابم و نابود ميکنم" اين جنگ گسترش مييابد. ديگر شهر، روستا، دشت، کوهستان، داخل و خارج از مرزش باقي نميماند. من براي PKK نيز آن زمان اين را خواهم گفت. خود تصميم بگيريد. داراي سازمان و مديريت خود بوده و خود نيز تصميم بگيريد که چگونه جنگي را گسترش خواهيد داد. در دياربکر نيز گرد هم ميآيند. از اين به بعد خود به تصميمگيري بپردازيد. اگر داراي راهحل جداگانهاي براي صلح هستيد، خود نيز اين را انجام دهيد. اين را همچون يک جامعهشناس ميگويم، همچون يک آگاه [به مسايل] اجتماعي تشخيص ميدهم. اين يک تشخيص علمي است. من خواهم گفت که قادر به انجام چه چيزهايي هستم. ميتوانند بگويند هم که تماماً ميتوانيم نابود کنيم، همچون تاميلها آنها را از بين خواهيم برد، اين نيز احتمال دارد. اما برعکس آن نيز ممکن است افراد زيادي به صف گريلا بپيوندند، ميتواند تعدادشان به پنجاه هزار برسد. [PKK] داراي کادرهاي قديمي است، کادرهاي متوسطه دارد، کادرهاي جوان دارد. ميتوانند ظهوري نيرومندي داشته باشند. من قبلا اين را به ژنرالهاي تبعيدي نيز گفته بودم. هر دو احتمال وجود دارد.
به گريلا هم ميگويم. اگر به کوهستان ميروي، اگر شيوه جنگيدن را نيمداني، ميميري، تو کاملا مسوول اين هستي. پانزده سال است به شکلي که گاندي در مقايسه با من چيزي نميباشد، مبارزه صلح را انجام ميدهم، اما اگر نشد، بايستي شما نيز مبارزه حفظ موجوديت و آزاديتان را انجام دهيد. اگر انجام ندهيد ميميريد. لازم است که هدف، حفظ موجوديت و آزادي باشد. اين ديگر براي کردها جنگ موجوديت و دفاع جوهري ميباشد.
من بر روي پيشنهادات چارهيابيم در ارتباط با يک سپتامبر ميانديشم. در نوشتههايم در اين خصوص، گذشته صلح را نيز مورد گفتگو و بررسي قرار خواهم داد. قبلا در دفاعيات 125 صفحهيي که به دادگاه ارايه کردم اما به وکلايم داده نشد نيز تمام اينها را مورد بحث قرار داده بودم. ما در مورد مرزها داراي مشکلي نيستيم. ما براي ملتـ دولت، تکدولت، تکپرچم، ساختار يونيتر چيزي نميگوييم، کاري به ساختارهاي يونيتر نداريم. از اينجا براي کردها گشايش عرصه دموکراتيک را طلب خواهم نمود. اما در حقوق سازماندهي آزاد کردها، عرصههايي که در آن خود را طي انتخابات تعيين ميکنند و در مديريتهايشان نبايستي مداخله کنند. من تا اواخر آگوست، نقشه راه را مشخص خواهم کرد. اين را هم به حکومت و هم به PKK ارايه خواهم کرد، بعد از آن عقب خواهم کشيد. معنايي ندارد که مرا بهصورت خدا درآورد، من خدا نيستم. خداي جنگ، آپولون وجود دارد. من آپويم آپولون نيستم. من از اينجا نميتوانم از لحاظ سياسي و حقوقي رهبري پراکتيکي را انجام دهم. من در پيشنهادات چارهيابيم عرصه آزادي کردها را مورد گفتگو قرار خواهم داد.
در اين برهه بايد که روند سياست را با جديتي بزرگ انجام داد. [پس] اردوغان چرا با احمد ترک قرار ملاقات نميگذارد؟ علت عدم انجام ديدار با احمد ترک را، کشتهشدن نه سرباز در نتيجه انفجار بمب ابراز ميکند. حال آنکه احمد ترک از اين وقايع خبر هم ندارد. تو با انجامندادن ديدار با احمد ترک، ميخواهي که از لحاظ سياسي او را به پايان برساني. تو ميکوشي که احمد ترک را له کني. با نابودي احمد ترک چه را بهدست خواهي آورد؟ بهطور کلي، اردوغان يک موضع دموکراتيک را از خود نشان نميدهد، گامهايي روزانه را برميدارد. مبارزه صلح کاري است جدي. من اين را نه فقط به جناب اردوغان، بلکه به هر کس ميگويم. به احمد ترک هم ميگويم، به DTP، روشنفکران، و KCK هم ميگويم. بايد که از رفتارهاي روزانه دست بردارند. صلح کاري جدي است. اينچنين با گامهايي روزانه، رفتارهاي هرجايي (بیارده، بیقرار) ممکن نيست. من پانرده سال است که با جديتي بزرگ مبارزه صلح را انجام ميدهم. اردوغان ميگويد پرواکاسيون. پرواکاتور اصلي، آنست که در حکاري با قنداغ اسلحه بر سر کودک زد. ميدانيد که عامل اين، پليسي بود که يونيفورم کماندو پوشيده بود. ارگنکون اصلي اين است. "فرمانده بخش آسايش" که فهميد آن شخص، لباس کماندو بر تن کرده و متوجه اخلالگري شد، پيش کودک رفته و در بيمارستان او را ملاقات کرد. در واقع، آنها ميدانند اما اعلام نميکنند. ارگنگون درون امنيت است که با قنداغ [اسلحه] بر سر کودک زده بود. اينطور است، اين را آشکار خواهي کرد که اخلالگر اصلي اين است. بر DTP نيز اپراسيون انجام شد. همان روز ستاد کل گفته "خلق ترکيه" را بهکار آورد؛ ميگفت: «آنها دشمن ما نيستند، مجرم هستند.» انجام چنين اپراسيوني برعليه وکلاي دياربکر در همان روزي که ستاد کل بيانيه منتشر کرده بود معنادار ميباشد. در واقع، در درون دولت کساني هم وجود داشتند که نميخواستند بر عليه DTP اپراسيون صورت گيرد. اما انجام شد. مسوول مرگ نه سربازي که بر روي مين رفته بودند، کساني هستند که آنها را بر روي مين فرستادهاند. در واقع، لازم است در برابر اين نوع اخلالگريهاي اين دوره بادقت بود. معلوم نيست که دو ماه بعد چه روي خواهد داد.
در درون ارتش نيز ممکن است که بهتمامي حاکميت وجود نداشته باشد. در بعضي جاها حتي ممکن است مثلا فرمانده با بهحرکت درنياوردن سربازانش به بيرون، ميتواند جلوي مرگها را بگيرد. لازم است در اين باره در برابر اين نوع رفتارهاي فرمانده کل بادقت بود. تصميم تکطرفه عدم انجام عمليات کافي نيست. ممکن نيست که تکطرفه مانع از آن شد. در گذشته نيز چنين رويدادهايي بهوقوع پيوسته بودند. PKK، در زماني که براي اولين بار به ماردين وارد شد عملياتي به وقوع پيوست که در روستاي "پجنک" انجام گرفت. من در آن زمان گفتم که اين چه نوع گريلاگري است اين چه جور بينش عمليات است؟! براي همين روزها نخوابيدم. بعدها تحقيق کردم، اين قتلعام را جميل اِشِک و هوگر با نام ما انجام داده بودند! [موارد] سيواس هم، قتلعامهاي پرواکاتيو مشابهي هستند. باورنکردني است اما اخلالگري انجامگرفته در روستاي بيلگه ماردين، اخلالگريي وحشتناک ميباشد. در ميان آنها يکي خود را به مردگي زده، ديده که شخصي که او را به رگبار بسته، يکي از وابستهگانش است که يک روز قبل در دياربکر باهم کباب خورده بودند. هر دو نيز چلبي هستند. جداي از اين، مختار نيز قبل از مرگ ميگويد: «PKK را مجرم نگيريد، خويشاوندانمان ما را به رگبار بستند.» اگر بدين شکل اخلالگري آشکار نميگشت، ميخواستند که آن را به PKK نسبت دهند. هنوز هم ميتوانند اخلالگريهاي مشابهي را با نام ما انجام دهند. لازم است که در برابر اينها بادقت بود. در دياربکر کنگره گرد هم ميآيد. با ارزيابي تمام اينها ميتوان به انجام سياست پرداخت. بيست و چهار ساعت کار کنند. محافل غيرخودي نيز ميتوانند آمده و خود را ابراز کنند. کميسيونها تشکيل داده و بهطور بيوقفه بايد کار کنند، لازم است که بهطور مداوم تشکيل جلسه دهند.
در واقع، اگرآمريکا و اتحاديه اروپا بسيار تاييد نکرده باشند نيز ، در برابر کردهاي ترکيه، سوريه و ايران در درون پيماني سهطرفه مخفي بهسر ميبرند. نخست وزير عراق، مالکي هم در آن جاي دارد، حتي مالکي در برابر کردها از صدام بدتر است. لازم است که کردها اين خطر بزرگ را ببينند. اگر اين دولتها به کردها حمله کنند، نهتنها PKK بلکه ميخواهند موجوديت اجتماعي و سياسي تمامي کردها و موجوديت کرد را ازهم بپاشند. بارزاني و طالباني اين را درک نميکنند. به آنها شديدا تذکر ميدهم. ميتوان نامهاي را که حاوي اين تذکر هم باشد با نام من به آنها داده شود. اگر اين تهديد را نبينيد نه در جنوب، نه در شمال نه سوريه و نه ايران هم در دست کردها چيز باقي نميماند. ميگوييد دستاوردهاي موجودمان در عراقَ، آن هم، از دستتان ميرود. مثلا نهتنها کرکوک، گفته ميشود کرکوک، اما اگر اينطوري ادامه يابد، چيزهاي موجود از دستتان ميرود. براي همين من به کردها گفته بودم که کنفرانس کرد را برگزار کنند، اتحاد کردها را تحکيم بخشند. اين موضوع را قبلا فرموله کرده بودم، پنج مبدا و چهار پيشنهاد عملي را مشخص ساخته بودم. اين را تکرار نميکنم. در برابر پيمان ايران، ترکيه و سوريه کردها با تحکيم اتحاد خود، ميتوانند اين خطر را پشت سر بگذارند. پروژه خودمديريتي دموکراتيک مشکل آزادي کردها در تمام بخشها، سوريانيهايي که در اين منطقه زندگي ميکنند و ديگر خلقها را چارهيابي مينمايد. براي عمليساختن اين مهم، لازم است که هر چه زودتر کنفرانس کرد تشکيل شود.
آيا TRT6 به پخش خود ادامه ميدهد؟ از طريق کانال تلويزيوني TRT6 [بايستي گفت که] ميخواهند که کردي ساختگي را بهوجود آورند. روژين از TRT6 جدا شده است. کساني که حتي تحمل نميکنند يک زن، آزادانه خبري را گزارش داده و برنامهاي را بسازد، هيچ عرصه آزاد کردگرايي را نميشناسند. با اين وصف، ميتواني به کردها چه چيزي بدهي؟ با اين تنها تلاش ميکني که کردي ساختگي را بهوجود آوري. رييس اين تلويزيون از افراد عشيره شيخان ميباشد.
بله، چند زبان ميداند، عبراني را هم خيلي خوب بلد است، در واقع هيچ ارتباطي با کردها ندارد. در گذشته نيز داراي مواردي مليگرا هم بود. اکنون نيز با اين افرادي که هيچ رابطهاي با کردگرايي ندارند در تلاشاند که يک کرد ساخته را بهوجود آورند. همانطور که يک ترک ساخته را که هيچ رابطهاي با ترکگرايي ندارد ايجاد کردند، در تلاش هستند که يک کردگرايي ساختگي را نيز بهوجود آورند.
از اروپا چه خبر؟ دوستان اروپا در فنلاند هستند در کنگره يا کنفرانسي که برگزار شد شرکت کردند؟ مشارکت چگونه بود؟ رياست مشترک کيستند؟ ديگر چه خبري وجود دارد؟ تلويزيون روژ به پخش خود ادامه ميدهد؟ روزنامه چرا توقيف شد؟
بسيار خوب، قابل درک است. اين اواخر، با بريدن و سانسور نشريات آنها را به من ميدهند. اين روزنامه دوم مي ميباشد. اما روزنامه يک مي و سه مي هم اينگونه بودند. در اين روزها دوباره نميخواهند که خبر دريافت کنم، با بريدن نشريات آنها را ميدهند، بعضي کتابها را نميدهند. در اين ارتباط [شما] وکلايم ميتوانيد اعتراضاتي را انجام دهيد. نامههايي هستند که از زندانها آمدهاند. به ميزاني که فهميدهام چند روز قبل يک رفيق از زندان "باقرکوي" نوشته است که «هنگامي که بشنوم شما نامهام را دريافت کردهايد خوشبختترين انسان دنيا خواهم شد.« مکتوب گلناز... را دريافت کردم. به نوشتن ادامه دهد، نامه خوبي بود، به مطالعاتش ادامه دهد. برايش سلام دارم، ميتوان به او گفت که نامهاش رسيده است. نامههاي ... از آديامان، ياشار جينباش از ارزروم را دريافت نمودم. يک يادداشت کوتاه "آيسل دوغان" به دستم رسيد. دختري بهنام "اينجي روژ" نامههاي جالبي را در مورد الههشدن مينويسد،. بهگمانم از زندان مديات. نامه "شاديه ماناپ" را از زندان مديات دريافت نمودم، تا حدودي به شرح [حال] اينجي روژ پرداخته بود.
فکر کنم عمر اين زن، پنجاه سال است، در آلمان نيز زندگي کرده است، داراي دو فرزند هم ميباشد. او براي من شخصيتي خيالي است، اما ميتوان به او گفت که سعي ميکنم از راه نامههايش شخصيت واقعي او را درک نمايم. "ترکان ايپک" نيز ميخواسته که به زندان مديات برود. ميخواهم که دو پيشنهاد را به رفقاي زن در زندان مديات ارايه کنم. اول اينکه ماجراي "مردوکـ ديامات" وجود دارد، ماجراي بابل را تحقيق کنند، مطالعه کنند. دوم آنکه پيشنهاد ميکنم که در مورد الههشدن به گفتگو بپردازند. در بيرون دختري وجود داشت به نام "فاطمه سونمز"، نامه او را نيز دريافت نمودم. بهشيوهاي مينويسد که انگار اخباري را از غيب دريافت ميکند. برخي نامهها را از زندان سيرت دريافت کردم. براي همهشان سلام دارم.
براي خلقمان در "موش" ـ در آنجا رياست شهرداري را کسب کرده بودندـ و براي رياست شهرداري نيز سلام دارم. سلام به همگي. روزبخیر.
10/6/2009

بريارموكريان
درحاليكه بيش ازچندماه ازاعلام آتش بس يكجانبه توسط كوماجواكين كردستانkck درراستاي يافتن راه حلي آشتي جويانه ودموكراتيك براي پايان بخشيدن به منازعه ي 80 ساله خلق كرددرشمال كردستان سپري ميشودوباوجود اينكه دراين مدت بيش از30 تن ازگريلاهاي وابسته به نيروهاي مدافع خلق HPGبه خاطرتداوم سياستهاي جنگ افروزانه ي رژيم نژادپرست تركيه جانشان راازدست داده اندحزب كارگران كردستانPKK همچنان درپي يافتن چاره يابي دموكراتيك مبتني بربه رسميت شناخته شدن حقوق تاريخي ،ملي وفرهنگي كردهابوده وبرآنست كه به شيوه اي مسالمت آميزبه اين منازعات تاريخي خاتمه بخشد. اينك درادامه ي پيروي اين سياستها رهبرAPO باطرح
" نقشه راه" كه قراراست جزئيات آن درروز15آگوست _ سالروزآغازمبارزه ي مسلحانه- اعلام شودبارديگرسياست مداران تركيه رابه چالش كشيده، تاجاييكه رژيم حاكم شتابزده درصددبرآمده است باهدف منزوي نمودن " نقشه راه"طرح خودساخته وخودپسندخويش راارائه داده ودربرابرافكارعمومي چنين وانمودكندكه درمسيرحل مناقشات پيشقدم شده است. درحاليكه همه ي تجربيات چندسال اخيرگواه آنست كه هماره اين رهبري كوماجواكين كردستان
Kck بوده كه با منظورپايان دادن به جنگ وخونريزي پيشقدم بوده وبارهاوبارهابااعلام آتش بس يكجانبه اين ادعاراثابت نموده است. اين بارنيزحاكمان تركيه ودرصدرآنهادولتAKP كه تحت فشار" نقشه راه " وافكاروانديشه هاي انسان سازآپوئيستي درچنبره ي انفعال گرفتارآمده ، ازحل منازعه ي كردهاي اين كشوردم ميزنددرحاليكه هنوزهم بااستماربخشيدن به اوپراسيونهاي نظامي اززمين وهوا، ترورفعالان مدني كرد وگسترش دايره ي خشونت وسركوب برتداوم سياستهاي سابق وضدمردمي پاي مي فشارد. به اين ترتيب كاملا" مشخص ميگردكه سياست بازان ترك به شيوه اي آشكارهمزمان به ميخ و به نعل ميزنندوبه گفته ي " اوجالان" تاكتيك نقل بده وشلاق بزن رادرقبال مطالبات خلق كردبه كارميگيرند. امااينك به نظرميرسدكه شرايط منطقه اي وبين المللي بسترمناسبي رابراي حل منازعه ي خلق مان دراين بخش ازكردستان به صورت دموكراتيك ومسالمت آميزفراهم ساخته است. اين يك فرصت تاريخي است كه اگردولت مردان تركيه واقعا" ميخواهندبه اراده وخوسته هاي ملت كرداحترام بگذارند،بايدصداقت سياسي خودرادرعمل نشان دهند.
دستاوردهاي مثبت وچشمگيرجنبش رهايي بخش خلقمان درشمال كردستان كه به طورعمده درپيروزي حزب جامعه ي دموكراتيكDTP درجريان انتخابات شهرداريها نمايان گشت، حقانيت خوسته هاي خلق كردرابيش ازپيش اثبات نمودوافكارعمومي جهاني رابه اين قناعت رساندكه درراستاي چاره يابي منازعات وجلوگيري ازجنگ وخونريزي بايدحزب پيشاهنگ خلق وشخص " اوجالان " به عنوان اراده ي سياسي ونمادصلح وآشتي كه ازحمايت توده هاي ميليوني خلق برخوداراست مخاطب قرارگيرد. مبارزات رهايي بخش خلق درشمال كردستان اكنون ازآنچنان پتانسيل بزرگ ونيرومندي برخورداراست كه نخست وزيرتركيه رجب طيب اردوغان كه تابه امروزنسبت به حزب جامعه ي دموكراتيكDTP بي اعتنايي نشان ميدادخواستارآن شده كه با" احمدترك" ومعاونان اوبرسرمسئله ي كردهاديداركند. اينك رهبرAPO باارائه ي " نقشه راه" كه شامل 10بندميباشد وبرخي مفادآن بين قراراست: عفوبي قيد وشرط تمامي اعضاي حزب كارگران كردستانPKK ،آزادي شركت اين حزب درروندسياسي تركيه، حذف قانون نظارت برروستاهاي كردنشين وآزادي اوجالان وتعيين زبان كردي به عنوان يكي اززبانهاي آموزشي راه رابراي چاره يابي مناقشات بازكرده ودرعين حال راه رابرسياستهاي جنگ طلبانه ي رژيم حاكم مسدودنموده است وبه نوعي مي توان گفت كه "نقشه راه" اوجالان دولت مردان تركيه رابه موضع انفعالي درافكنده وآنهاراناگزيزكرده كه بيش ازهرزمان ديگري به كردها، اراده ومطالباتشان انديشيده وعليرغم تمايلات درونيشان حزب جامعه ي دموكراتيكDTP رامخاطب قرارداده وبه تبع آن اراده آزادخلق مان وحزب پيشاهنگ اورابه تدريج به رسميت بشناسندوبه اين گونه منازعه ي طولانيي كه تابه امروزهزاران كشته درپي داشته براي هميشه متوقف گردد. " نقشه راه" البته نه يك تاكتيك كه خودمي توانداستراتژي مناسبي باشددرراستاي بازگرداندن حقوق تاريخي، ملي ، فرهنگي وسياسي پايمال گشته ي خلق مان. حافظه ي تاريخي خلق كرددرعين خوب به خاطرداردكه رهبران سياسي كردهمواره به سبب اعتمادبيش ازاندازه به دشمن وناآگاهي سياسي خود، سربزنگاه آماج نابودي قرارگرفته وبرسرميزمذاكره جانشان راازكف داده اند. قتل ناجوانمردانه ي " سيدرضادرسيمي" " اسماعيل سميتقو" وترور" عبدالرحمان قاسملو" ويارانش نمونه هاي بارزاين گونه سياستهاي دماگوژيكي وآشتي ستيزانه ميباشد. دراين ميان " اوجالان" تنهارهبرسياسي كردي استه كه فريب هيچ رژيمي رانخورده ودرپروسه ي رهبري جنبش رهايي بخش خلقمان تنها اراده، نيرو وويژه گي هاي مبارزاتي اورااساس قرارداده وبدون اتكا به نيروهاي خارجي برآنست كه دشمن راوادارنمايد دربرابرمطالبات برحق وقانوني ومدني خلق كردتمكين نمايد
![]()
خلقهای ایران ساکن شهر استکهلم، پایتخت سوئد، روز گذشته در اعتراض به مراسم تنفیذ و تحلیف احمدی نژاد و نیز پشتیبانی از مبارزات مردم ایران، در یک تجمع اعتراضی شرکت کردند. در این تجمع که از سوی جمعیت پشتیبانی از مبارزه مردم ایران، برگزار شد، شماری از شخصیت های ایرانی و سوئدی در کنار بیش از 500 نفر از ایرانیان استکهلم، حضور داشتند.
رئیس حزب حیات آزاد کردستان، عبدالرحمن حاجی احمدی نیز که در این تجمع اعتراضی حضور داشت، در گفتگویی با تلویزیون نوروز گفت: خوشحالم از ینکه خلقهای ایران در شهر استکهلم و دیگر شهرهای اروپایی، همگام با خلقهای ایران در داخل، علیه دیکتاتوری و ایجاد سیستمی دمکراتیک بپا خواستهاند.
دبیرکل پژاک در ادمه سخنانش اظهار داشت: خلقهای ایران برای رسیدن به این مهم بیش از پیش به اتحاد و همبستگی نیاز دارند، چرا که در صورت ایجاد سیستمی دمکراتیک، همه خلقهای ایران از آن بهره مند خواهند شد. وی افزود: هیچ یک از خلقهای ایران به تنهایی قادر به انجام چنین کاری نیستند.
حاجی احمدی همچنین تاکید کرد: خلقهای ایران در خارج از کشور، باید همگام با مردم داخل کشور به مبارزه خود ادامه دهند.
دبیر کل حزب حیات آزاد کردستان، در ادامه سخنانش اظهار داشت، ما برای کنفدرالیسم دمکراتیک، در حال مبارزه هستیم. هدفمان ایجاد دمکراسی و برابری در ایران است و برای رسیدن به این هدف در هر گونه تظاهرات و اجتماع اعتراضی که در راستای پایان دادن به دیکتاتوری و تشکیل سیستمی دمکراتیک در ایران باشد، شرکت خواهیم کرد
ڕێبهری گهلی کورد عهبدولا ئۆجهلان دهربارهی دهستنیشانکردنی موخاتبێک بۆ چارهسهرکردنی پرسی کورد گوتی ئهمه کارێکی گرنگه و گهلی کورد و گهلانی دراوسێش باس لهوه دهکهن که دهبێ ئۆجهلان لهو بوارهدا رۆڵ بگێرێ.
منیش دهڵێم: ئهگهر دهیانهوێ شهر راوهستێندرێ و ، رۆڵم ههبێت له چارهسهریدا، پێویسته کۆتایی به دۆخی شهر بهێندرێت و ، ههلومهرجی سهپێندراو به سهرمنیشدا باش بکرێت.
ڕێبهری گهلی کورد عهبدولا ئۆجهلان پێرێ چاوی به پارێزهرانی کهوت و له مهڕ چارهسهرکردنی پرسی کورد گوتی: پرسهکه به راگهیاندنی لێبوردنێک چارهسهر ناکرێت ، کرۆکی مهسهلهکه ئهوه نیهکه لێبوردن راگهیهندرێ یان رانهگهیهندرێت، بهلکو پێویسته بهههند بهرخورد له گهڵ پرسهکهدا بکرێت.
ئهوهشی به بیر هێنایهوه که ئهوان سهوداو مامهڵه به پرسهکهوه ناکهن و گوتیشی: له ماوهی ده ساڵی رابردوودا ههرچی پێم کرا بۆ چارهسهرکردنی ئهو پرسه کردم،بهڵام هێشتا ژمارهیهکی زۆری رۆشنبیران له تورکیا له قوڵی و بهرفراوانی پرسهکهنهگهیشتوون وا پێدهچێت که ئێستا رێکهوتنێکی کۆمهلایهتی هاتووته ئاراو دهست کراوه به گفتوگۆکردنی پرسهکه ئهمهش کارێکی گرنگه، بهلام پێویست ئهوهیه که ئهنجامێکی باشی لێبکهوێتهوه، بهر له ئێستا منیش جیا بیرم دهکردهوه ، بیرم له شۆرش دهکردهوه، من دهزانم چۆن شۆرش و دژه شۆرش له تورکیا بهرێوه دهچێ، لێکۆڵینهوهم له سهر ههموو شۆرشهکانی مێژوو کردووه، دهمتوانی شۆرشهکه زۆر قوڵ بکهمهوه، بهلام ئهمهیان ئێش و ئازارێکی زۆری به دواوهوه بوو، نهمویست ببمه هۆی ئهو ئێش و ئازارانه ،بۆیه ههوڵم دا که پرسهکه به گرتنهبهری رێبازی دیمۆکراتی چاره سهر بکرێت، بهو رێبازه دهکرێ مافهکانی کۆمهلگا، داواکاریه دیمۆکراسیهکان و ئازادی دهستهبهر بکرێن، تورکیا گیرودهی زۆر کێشهیه لهوانه کێشهی بێکاری، باس لهوه دهکرێت که تائێستا 300ملیار دۆلار لهو شهره خهرج کراوه، ئێستا قهیرانێکی گهوره له ئارادایه، سهرمایهداری دهستی به سهر ههموو بوارێکدا کێشاوه و دهیانخاته ژێر کۆنترۆلی خۆیهوه، ئهگهر سهرمایهداری بهو شێوه دراندانه بهرێوه ببرێت ئهوا هیچ کێشهیهک چارهسهر ناکرێت ، من باس لهوه ناکهم که دهتوانین سهرمایهداری راماڵێن، بهلکو من باس له سنودرێتتووتلار بۆ شهڕ خهکی زۆر ههیهئێمه تهنیا دهتوانین سنووردار بکهین، بۆ جێبهجێ ئهمهش پێویسته مرۆڤ راستگۆ بێت و به قوڵی بیر له کێشهکان بکاتهوه.
ئۆجهلان له درێژهی قسهکانیدا گوتی:
بۆ ئهوهی پرسی کورد به ریگهچارهی دیمۆکراتی چارهسهر بکرێت ، پێویسته دهست به دانوسان بکرێت
گوتیشی: ئهوهی تا ئێستا کهوتوته سهر شانی وهکو بهرپرسیارێتیهکی مێژوویی ئهنجامی داوه و بۆ بهرگرتن له شهڕ و مردن زۆر بهوریاییهوه ههلسوکهوتی کردووه.
ئاماژهشی بهوه دا که ئهگهردهستبهرداری ئهو کاره بێت، ئهوا ئهنجامی خراپی لێدهکهوێتهوه، کورد هێزی ههیه وله توانای هیچ کهسێک دا نیه که ئهو گهله راوهسێنێ.
رێبهری گهلی کوردعبدولا ئۆجالان وتی ، ئهگهر دهتانهوێ من لێرههوه شهڕ ڕاوهستێنم و ، مردن ڕادهگرم ، ئهگهر دهتوانێ ڕۆڵ ببینم دهبێ ههلومهرجی من باش بکهن.
ئۆجالان وهها درێژهی به قسهکانی دا:
من لهو ههلومهرجهی ئێرهدا ناتوانم شتێک بکهم ، من بشمهوێ ناتوانم بیکهم ، بارودۆخی تهندروستیم ڕێ نادا ، بهم ههلومهرجه و تهندروستیهم مهحاڵ بهرپرسیارێتی خۆم بهریوهبهرم ، واته لهم ههلومهردا مهحاڵه بتوانم ڕۆڵ ببینم ،له دۆخێکی وادا بهدهر لهمن چؤن چارهسهری دهکهن ؟ ئهو پهیوهندی به منهوه نیه ، کهسانی تر نوێنهرایهتی من ناکهن ، دهتوانێ مهسهله لهگهل دهتهپه چارهسهر بکهن، ؟ کهسێک ههیه ببێته ڕێگر بۆ ئهوه ؟ چارهسهری بکهن ، ئهگهر ئێوه دهتوانن ئهوا چارهسهری بکهن ، بیکهن ، خۆبهخۆ به دهتهپهشهوه ، هیچ پارتێک نیه له تورکیا رێک لهو پرسه تێگهیشتبێ ، پێم وانیه که ئاکهپهش به فراوانی تێگهیشتبێ ، ئاکهپه له پرسه بێ ئاگایه ، هیچ خهمی لهسهر ئهو پرسهش نیه ، تهنیا پشت به چهند ڕاوێژکارێک دهبهستێ ، بهو شێوهیهش مامهڵه لهگهل پرسهکه دهکات ، پارتهکانی تریش وهک ئهون ، لهوه خراپتریش مامهلهی لهگهڵ دهکهن ، جهههپهش وایه ، دهبێ مهههپه و جهههپه ئیدی بهرپرسیارێتی خۆیان بهجێ بێنن.
ڕێبهری گهلی کورد عهبدوڵڵا ئۆجهلان، له پێناو چارهسهری پرسی کورد، وهکوو لایهنێکی سهرهکی دهبیندرێت. به تایبهتیش گهلی کورد و هێندێک لایهنی تر، پێداگری له سهر ئهوه دهکهن که ئۆجهلان، لهو بواره دا ڕۆڵی ههبێت.
هاوکات ئۆجهلان رایگهیاند، ئهگهر دهتانههوێت که شهڕ و کوشتار ڕاوهستێ و منیش له پێناو چارهسهری ئهو پرسه دا ڕۆڵم ههبێت، پێویسته ئهو ههلومهرجهی که تێی دا دهژیم، باش بکرێت
ئۆجالان لهسهر ئهو بابهته سهرنجی بۆ سهر ئهو نهخشه رێیه ڕاکیشا که له 15 ئۆگۆست دا ئاشکرای دهکات و به بیری هێنایهوه که دوای ئاشکرا کردنی نهخشهکه ئهو خۆی دهکێشێتهوه.
ئۆجالان وتی دهربارهی چارهسهری دا گهلی کورد و پهکهکه خۆیان بڕیاری خۆیان دهدهن.
ئهوهشی وت که بڕیاری بێ چالاکی پهیوهست دهبێ به ههلوێستی دهوڵهتهوه.
رێبهری گهلی کورد عبدوڵا ئۆجالان له دیدارکهی دا ئهو نهخشه رێییهی ههلسهنگاند که له 15 ی ئۆگۆست دا ئاشکرای دهکات و ، ڕایگهیاند که پاش ئاشکرا کردنی نهخشهکه ئهو خۆی دهکێشێتهوه و ، وتی ، دهربارهی چارهسهریی ش دا گهلی کورد و پهکهکه خۆیان بڕیار دهدهن.
ئۆجالان وهها درێژهی به قسهکانی دا لهسهر بابهتهکه:
من لێره ناتوانم لهسهر کهسانێکی له چیان بڕیار بدهم ، ئهوان خۆیانن که ڕۆژانه له نێو ژیانێكی سهختدان ، من ناتوانم دهرههق بهوان بڕیار بدهم ، ههتا ناوهندی قهندیلیش ناتوانێ به تهنیا بڕیار بدا ، ههموو گروپێک خۆی بڕیاری خۆی دهدا ، لهبهئهوهی ئهوه ئهوانن له نێو ژیانێکی سهختدان ، ژیانیان له دهستدهدهن و تێدهکۆشن . له دۆخێکی وادا ڕاست نیه که من شتێک بڵێم ، کوردان 40 ههزار شههیدیان ههیه ، نرخ و ، بههایان ههیه ، بونهته قوربانی ، کورد خۆیان بڕیاری خۆیان دهدهن.
ئۆجالان ناڕهزاییشی نیشان دا له سهر ئهوهی به بهرپرسیاری چارهسهری دهخهته ئهستۆی و ، لهسهر ئهوهش ڕایگهیاند که زۆر فاکتهر له نێو ئهو مهسهلهیهدان و ناتوانێ ئهو فاکتهرانه ههموو کۆنترۆڵ بکات ، له زۆر شت ئاگادار نیه و لهسهر ئهوهش وتی:
ڕوداوه کۆمهڵایهتیهکان وهها پێشناکهون ، ناکرێ لهسهر شانی کهسێک پێش بکهوێ ، پێشهاته کۆمهڵایهتیهکان فره ڕهههندن ، دهبێ ئهوه باش مایهی تێگهیشتن بێ ، من تهنیا دهتوانم پشتیوانی بکهم ، ئهوهش ئهو کاته ئهگهر ههلومهرجی من گۆڕانکاری بهسهردا بێ.
ڕێبهری گهلی کورد عبدولا ئۆجالان وهها درێژهی به قسهکانی دا:
داخۆ کهسێک له تورکیا ههیه له قوڵایی ئهو مهسهلهی تێبگا ؟ ئاکادیمسیانگهلێک ههیه که بێن به فراوانی گفتوگۆ له سهر ئهو مهسهلهیه لهگهڵ مندا بکا ؟ ئهو مهسهلهیه ئهوهنده ئاسان نیه ، دهبێ مرۆڤ به جدیهوه مامهڵهی لهگهڵ دا بکا ، پرسی کورد تهنیا پرسی ئاسایشی نیه ،دهبێ چهندین مانگ دانوسانی لهسهر بکرێ ، دهبێ به ههندهوه گفتوگۆ لهسهر لایهن ئابوری ، کهلتوری و کۆمهڵایهتیهکانی بکرێ ، منیش دهمتوانی که گوڕ به شهڕ بدهم ، بهلام کهسایهتی من رێ بهوه نادات ، من شهڕم نهویست ، من ئێستاش دهمهوێ که رێ له مردن بگرم ، نامهوێ هیچ کهس بمرێ ، ئهگهر دهخوازرێ ئهوه بهرپرسیارێتی خۆم به جێ دێنم ، با بفهرمون گفتوگۆ بکهین ، ئهو کات ئاشکرا دهبێ که کێ جوداخوازه و کێ لایهنگری یهكێتیه ، ئاشکرا دهبێ کێ لایهنگری مردنه و کێیه دهیهوێ رێی لێ بگرێ . بڕیاری بێ چالاکی به تهواوی پهیوهسته به ههلوێستی دهوڵهتهوه ، دوای ئهوهی که 15 ئۆگۆست نهخشهی رێی ئاشکرا بکهم ئهو کاته دهوڵهتیش تا نیوهی مانگی ئهیلول بڕیار دهدا که درێژه به ئۆپهراسیۆنهکانی بدا یان نا ، ئهو کات یان دڕێژه به ئۆپهراسیۆن دهدهن یان بڕیارێک بدهن ، قۆناغی بێ چالاکیش پهیوهسته به بڕیاری دهوڵهتهوه ، دۆخی بێ چالاکی بهردهوامه ههموو کهسێکیش ئهوهی دهوێ ، بهلام ناکرێ من لهسهر ئهو بابهته شتێک دهسنیشان بکهم ئهوان خۆیان بڕیار دهدهن ، دهبێ ههموو کهسێک بهرپرسیارێتی خۆی ژیرانه بهکاربینێ ، دهبێ ئهوهی دهکهوێته سهر شانی دهتهپه بهجێی بێنێ ، نابێ پشت به چارهسهری ئهمهریکا و ئهوروپا ببهسترێ ، باشوریش تهنیا بیر له بهرژوهندیهکانی خۆی دهکاتهوه
رێبهری گهلی کورد عبدوڵا ئۆجالان له دیدارهکهی دا سهرانی پارتی گهلی کۆماری جهههپه و بزوتنهوهی نهتهوپهرستی مهههپهی به توندی ڕهخنه کرد و ، قسهکانی باخچهلی له دژ به پرۆسهکه به بیرهێنایهوه و وتی بایکاڵ به پهیوهندیهکانی لهگهڵ ئهرگهنهکۆن کۆتایی به جهههپه هێنا.
رێبهری گهلی کوردعبدولا ئۆجالان له دیدارهکهی دا سهرنجی بۆ ههلوێستی باخچهلی ڕاکێشا و ، وتی ، به زمانێکی توند له دژی پرۆسهکه قسه دهکات لهسهر ئهو بابهته وهها درێژهی به قسهکانی دا:
داخۆ دهزانن ئهو قسانهی دهیکهن بهچ واتایهک دێ ،دهزانن لهگهل ئهوهش وا قسه دهکهن ، ئهی باخچهلی ئیمه پێشتریش دهزانین که له چ هێزێک له پشتانهوه ههیه ، له ساڵی 1944 دهستی پێکرد 16 کهسیان برده ئهمهریکا لهوێ پهروهردهیان کردن ، له ساڵهکانی 70 کان دا چهپهکانتان لهناوبرد، ئێستاش دهتانهوێ کورد لهناوبهرن ، ئهمهریکا لهو ساڵانهدا به ئێوهیان وت لێیان دهن لێتان دا ، وتیان بوهستن وهستان ، ئێوه به هێزی خۆتان جموجوڵ ناکهن ، ئێوه ئێستا سهرتان پێوهناوه کورد لهناوبهرن ، ئێوه دهبێ باش بزانن که نه کورد بێ تورک نه تورک بێ کورد دهبێ ، کورد لهناوبچن ئێوهش لهناودهچن ، نهتهوهپهرستی مهزنتان زیا گوک ئاڵپ ئهوه دهلێ ، ئهو ئهوهی کهشف کردبوو ، ئهو باوکی نهتهوهستێتیه ، بۆ لهوه تێناگهن.
ڕیبهری گهلی کوردعبدولا ئۆجالان له لێدوانهکهی دا ڕووی قسهی له جهههپهش کرد و وتی ، به پهیوهندیهکانیان لهگهل ئهرگهنهکۆن بایکاڵ جهههپهی ههڵوهشاند و ، بۆ ئهوهی که جهههپه خۆی لهو دۆخه ڕزگار بکات ، پێویسته خۆی له ئهرگهنهکۆن ڕزگار بکات.
ئۆجالان وههادرێژهی به قسهکانی دا:
(( ئهگهر وا بێ جهههپه مل بۆ هێلی دیموکراسی بدا ئهو بهردهمی دهکرێتهوه له ساڵی 1971 دا ئهجهوید کهسێکی ژیر بوو ، نهکهوته نێو گهمهی ئهرگهنهکۆن ، لهههڵبژاردنی 71 دا دهنگی لهسهدا 42 ی بهدهستهێنا و بووه دهستهلات ، ئێستا ئهگهر جهههپه خۆی له ئهرگهنهکۆن ڕزگار بکات ، ههنگاوی دیموکراتی بنێ دهتوانێ دهنگی لهسهدا 40 بێنێ ببێته دهستهڵات ، دۆخی ئێستا وهک ساڵی 1789 و 1917 یه ، ئهوه وهک بوون و ڕاستیهکی سیۆسیۆلۆژیک جێی درک پێ کردنه ، ئهو دۆخهی من باسی دهکهم ، گروپ و کهسانێکیش تێدهپهرێنێ و ، دۆخێکی سۆسیۆلۆژیک یان کۆمهڵایهتیه ، ئهگهر دیموکراته ڕادیکالهکان پێشهنگایهتی نهکهن و ئهو بۆشاییه پڕنهکهنهوه ، ئاکهپه و ههندێکی تر دهیکهن ، دهبێ هێزی گهورهی سیاسی ههرێمهکه یان له کوردستان له دهوری یهک کۆببنهوه و لهگهڵ چهپهکان ببنه یهک ، مهبهستی من له دیموکراته ڕادیکالهکان دهتهپه ، کورد و ههموو چهپهکان . پێشکهوتنی کۆمهڵایهتی رێکهوتن ، دهکرێ به پێشهنگی دیموکراته ڕادیکالهکان پێک بێ ، هێزی تر ناتوانن ئهوه بکهن ، هۆکاریهکهی ئهوهیه که ئهو ڕاستیه دهردهبڕم ، دهکرێ ناوی ئهو کاره لێ بنرێ پارتی چهترئاسا ، یان ههر ناوێکی تر، ناو زۆر گرنگ نیه ، ههموو گروپهکان دهکرێ بمێن ، گوزاره لهخۆیان بکهن ، بهلام پێویست به رێکخراوهیهکی فراوان ههیه ، ئهوه پێویستیهکی مێژووییه ، دهبێ باش مایهی تێگهیشتن بێ ، کاتێ ساڵی 1972 ماهیر چایان من وتم دهبێ بۆ یادهوهریان درێژه به تێکۆشانیان بدهم من ئێستاش دریژهی پێدهدهم ، کهسێکی تر جگه له من نهماوه که درێژه به ڕێبازهکهیان بدا ، ئهوه میراته له مستهفا سوبحیهوه تا ئێستا بهردهوامه ، ئێهم باش دهزانین که کێ لهو کاته چ ڕۆلێکی بینی ، دۆغان کاچارئۆغڵو ئهو راستیه باش دهزانێ ، زۆرێكیان رؤلی دژبهری پهکهکهیان پێ درا ، ئهوانه ئهو رۆڵهیان باش بهجێهێنا ، باش دهزانم ههر لهوانه له لایهن کێوه بهرێوهبراوه ، ئامانجیان چی بوو ، چ رۆڵێکیان بینی

عضو شورای رهبری کنگره ی ملی کردستان، ک.ن.ک، ڕهمزی کارتاڵ، در اسپانیا بازداشت شد.
کارتال برای شرکت در جشن های نوروز به پایتخت اسپانیا، مادرید رفته بود. ولی از سه شنبه ی گذشته از سوی نیروهای پلیس اسپانیا بازداشت شده است.
رهبری کنگره ی ملی کردستان، در همین باره بیانیه ای را منتشر کرد و این خبر را مورد تائید قرار داد. ک.ن.ک، اعلام می کند که رمزی کارتال با درخواست ترکیه برای بازداشت وی و به دلیل وجود نام وی در لیست قرمز اینترپل بازداشت شده است.
ک.ن.ک درباره ی بازداشت کارتال اعلام می کند که تلاش های قانونی آنها برای آزادی وی ادامه دارند.
کهنهکه اظهار می دارد که رمزی کارتال هیچ جرمی مرتکب نشده و تنها کاری که وی انجام داده این بوده است که به نمایندگی از کردها فعالیت های سیاسی داشته است.
رهبری کنگره ی ملی کردستان، از دولت اسپانیا می خواهد که در اولین فرصت، رمزی کارتال را آزاد کند و از تمام کردها نیز می خواهد که هوشیار بوده و از رمزی کارتال حمایت کنند.

از نوشتن متن ملاقات با وكلايم ممانعت ميكنند. در مورد وضع سلامتيام برخي موارد را برزبان ميآورم. جهت مداواي پروستات داروي جديدي مصرف ميكنم. نام آن دارو «ايكساترال» ميباشد. مصرف اين دارو مرا بيحال ميكند. معاينه انجام گرديد و به احتمال قوي به همين دليل اين دارو را مصرف ميكنم. در مورد اين دارو از دكترها سوال كنيد. خارش موجود در برخي اعضاي بدنم ادامه دارد. ميگويند كه دليل آن روحي و رواني است. مشكل را به كلي حل نكردند. قارچ را ميشناسم. در پاها و پيرامون شرمگاهم وجود دارد. اين چيزي متفاوت است. در آن مورد كنجكاو شدهام. نقاط خارش مرتباً عوض ميشود. ابتدا در زانوهايم خارش وجود داشت. بعد در دستهايم بوجود آمد. حال نيز در ناحيه پشت شروع شده. دليل آن چيست؟ در حال حاضر نيز در پشتم خارش و زخمهاي كوفتهشدهاي در سطح پوست وجود دارد. وضعيت هوا بهبود مييابد. فكر كنم اين مشكلات نيز رفع ميشوند.
در مورد سلامت جسمانيم اينها را ميگويم: بايستي اين موضوع بخوبي درك گرديده و بشكلي صحيح انعكاس يابد. اگر بگويم كه سلامت هستم چه چيزي تغيير ميكند؟ آيا سلامتيام را باز مييابم؟ من در اينجا هرروز تحت فشار و حملات سيستم كاپيتاليسم قرار ميگيرم.
در مقابل آن مقاومت نموده و مقاومت خواهم نمود. تا جايي كه بتوانم تلاش ميكنم تا مدتي طولاني زنده بمانم. اين براي دفاع از آزادي و حيثيت خلق واجب است. تا زماني كه سيستم موجود در اينجا به اين شكل تداوم يابد، اين مشكلات ادامه خواهند داشت. اگر بيرون از اينجا نيز باشم، باز چيزي تغييرنميكند. اگر من در اينجا در اثر سكته قلبي و يا زلزلهاي بميرم باز هم مرگ من مرگي طبيعي نميباشد، بلكه كشتن است.
معناي فلسفي آن اين است. هم دولت و هم حكومت بايستي اين موضوع را اينگونه درك كنند. وكلايم نيز بايستي اين موضوع را بخوبي درك كنند. خلق نيز بايستي اينگونه درك كند.
در مورد اين رويدادها نظراتم را بيان خواهم نمود. بهار پيشرويمان حائز اهميت است.
AKP مليگرايي كرد را تبليغ ميكند. AKP و ديگر احزاب با تك نامزد در انتخابات شركت خواهند كرد. ميخواهد به اين شكل در انتخابات موفقيت كسب كند. AKP در انتخابات همه امكانات خود را بكار ميگيرد. قبلاً نيز گفته بودم: هر كس بايستي تدابيرش را اتخاذ نمايد.
مشاركت در ميتينگهاي اردوغان در چه سطحي است؟ در آمد (دياربكر)مشاركت چگونه است؟ كساني كه شركت نمودند اهل آمد بودند؟ متينگ را با آوردن كساني از خارج انجام ميدهند. آنها را از روستاها و مناطق ديگر آوردهاند. آنها ميآيند. ميخواهد دوباره به آنجا برود. AKP سياستي صحيح و صادقانهاي در پيش نميگيرد و سياستهاي پليدي را اجرا ميكند. اين انتخابات را مسئله هستي و نيستي قلمداد ميكند. با آرايي كه از كردها دريافت ميكنند، خود را به جهان ميقبولانند و اين پيام را ميدهد كه«خلق پشتيبان من است». بخصوص با كسب آراء، موجوديت خود را در مقابل فرمانده كل تداوم ميبخشد. در غير اينصورت اردوغان به زير چوبهدار خواهد رفت. منظورم از چوبه دار به شكل اعدامي جسمي نيست. با كسب آراء كردها، ميخواهد خود را از چوبهدار نجات دهد.
AKP در مورد مسئله كرد صميمي و به شيوهاي باثبات برخورد نميكند. اردوغان، حتي به اندازه اوزال ثبات سياسي ندارد. نميدانم كه آيا در خصوص مسئله كرد ميترسد و يا توان آن را ندارد و يا اجازه داده نميشود؟
مسئله كرد، سرشتي اجتماعي دارد، اگر سرشت اجتماعي آن ديده نشود، در درسيم و ديگر مناطق با پخش برخي وسايل و پول، AKP نميتواند مسئله را حل كند. چرا تا بحال سرمايهگذاريهاي اقتصادي نكردهاند؟ مسئله آنها يعني گرگ و نميدانم قطبالدين يك حكايت بيش نيست(مثل)! اينها مسئله كرد را درك نكردهاند.
توافق ايجاد شده بين بايكال، باغچهلي و اردوغان در سال 2002، از هم فروپاشيد. نزاعهاي لفظي متقابل ميان آنها اين موضوع را نشان ميدهد. خطاب به خلقمان ميگويم؛ خلقمان بايستي دو شرط اساسي را پيشروي كساني قرار دهند كه از او طلب راي دارند. آيا در مورد صلح و سازشي دموكراتيك گام برخواهند داشت، در اين راستا چه خواهند كرد؟ بايستي اين را بگويند و بپرسند كه براي برقراري صلح چكار كردي و جهت سازش دموكراتيك چه فعاليتي انجام دادي؟ خلقمان نيز بايستي اين را پيگيري كنند.
از جريان سخنراني احمدترك به زبان كردي خبردارم، تاثيراتي بر جاي گذاشت.
زنان تا هشت مارس ادامه خواهند داد. اوضاع درسيم چطور است؟ در درسيم موفق ميشوند؟ در بينگول وضعيت چگونه است؟ در آمد( دياربكر) وضعيت به چه شكل است؟ آيا نظرسنجيهاي جديدي در مورد بينگول انجام گرفته است؟ در آغاز نيز گفتم در مورد اهميت ماههاي آتي يعني بهار نظراتم را بيان خواهم كرد. بايستي اين موضوع ميان خلق نيز بخوبي انعكاس يابد. اين مرحله به ماه مارس سال 1993 شباهت دارد. شباهت آن با مارس 1993 در چيست؟ ويژگي مارس1993 چه بود؟ اين را توضيح خواهم داد. مارس 1993 مرحلهاي بود كه برقراري صلح نزديك بود. مرحله كنوني نيز به نظر من چنين است. در آن مرحله پيشرفتهايي بوجود آمد. در مارس 1993 آتشبس اعلام نموديم. در آن مرحله در داخل دولت كساني بودند كه خواهان برقراري صلح بودند. كساني كه مخالف بودند نيز وجود داشتند. همزمان با اعلام آتشبس، اوزال و برخيها در داخل ارتش از مرحله برقراري صلح حمايت نمودند. در آن مرحله ديداراهاي برقراري آتشبس را طالباني انجام ميداد. او هم ميگفت كه در داخل دولت حاميان صلح و مخالفان آن هم وجود دارد. حتي در يكي از ديدارها دست به سينه ميزد و ميگفت كه«آپو، اشرف بتليسي از من حمايت ميكند».
بله، دست به سينه ميزد و ميگفت« اشرف بتليسي از من حمايت ميكند». در ماه آوريل، همچنانكه ميدانيد، اوزال مُرد. ولي من ميگويم كه كشته شد. در روز مرگ اوزال مي خواستند با من ديدار كنند. ما منتظر نماينده اوزال بوديم. اما خبر مرگ اوزال را دريافت كرديم. اوزال خواهان برقراري صلحي پايدار بود و نيتي پاك داشت. براي همين مبارزه مينمود. اما اجازه چنين چيزي را ندادند. چه كساني ميخواستند مانع از اين پيشرفتها شوند؟ اين موضوع بايستي بخوبي درك شود. همچنانكه ميدانيد در ماه مي، مسئله 33 سرباز روي داد. فكر كنم رخداد 33 سرباز در 24 مي بوقوع پيوست. 26 مي جلسه MGK(سازمان امنيت ملي) تشكيل ميگرديد. در جلسه در مورد عفو عمومي ديدار صورت ميگرفت. با اين رويداد اين جلسه و ديدار تشكيل نگرديد. همزمان با كشته شدن 33 سرباز، اولين كسي كه خود را به محل رويداد رسانيد «فكري كاراداغ» بود. در آن مرحله اكيپ حاكم آنها بودند.
«اوغور مومجو» در 24 ماه ژانويه به قتل رسيد. «اشرف بتليسي» در 17 ماه ژانويه كشته شد. عجيب است كه تاريخ كشته شدن فرماندهان عالي رتبه بسيار نزديك به هم ميباشد. «آوني اوزگورل» در يكي از نوشتههاي خود اين موضوع را ارزيابي نموده و سوالات عجيبي را مطرح مينمايد! به نظر من اين سوال مهم است.
«آوني» از برخي منابع خبري برخوردار است. برخي چيزها را ميداند. آوني در اين نوشته خود ميگويد؛ در هواپيمايي كه اشرف بتليسي در آن بود، ميبايست «عبدالكريم كرجا» كه فرمانده (ژيتم) و مدتي پيش انتحار كرد نيز در آن ميبود. اما دو دقيقه مانده به پرواز هواپيما از رفتن كرجا ممانعت به عمل آوردند. آوني اين سوال را مطرح ميكند كه كرجا توسط چه كسي بازگردانده شد؟ بنظر من نيز جواب اين سوال بسياري از مسائل را روشن خواهد نمود. نميدانم كه هواپيمايي كه اشرف بتليسي سوار آن بود، چگونه سقوط كرد. اين هواپيما را PKKمنهدم نكرد. اين هواپيما را انداختند. ميدانيد كه اينها برخي از فرماندهان عاليرتبه را نيز به قتل رساندند.«بختيار آيدن و ريدوان اوزن» را به قتل رساندند. اينها كساني بودند كه همانند اشرف بتليسي ميانديشيدند. اينها چگونه ميانديشيدند؟
آنان ميگفتند با PKK بجنگيم اما بدون محاكمه آنان را به قتل نرسانيم، بلكه دستگير كنيم و به دادگاه تحويل دهيم. طرف مقابل نيز موافق قتلعام به شيوه فاعل مجهول و بدون دادگاهي بودند و به اين شكل ميخواستند قدرت را بدست بگيرند.
تصويب قرار قتلعام بشيوه فاعل تصميمي بود كه در سال 1985 گرفته شده بود. اين تصميم از طرف آلمان، انگليس و ناتو مورد حمايت قرار گرفت. تصميمي مبني بر قتل عام كردها بود. در آن مرحله طالباني مرتباً پيش ما ميآمد و ميگفت:«آپو، از جنگ دست بكشيد». من هم جواب منفي ميدادم. چرا قبول نميكردم؟ به طالباني هم گفتم. ميگفتم كه اينها حتي نام كرد را هم قبول نميكنند، چگونه ميتوانم دست از مبارزه بردارم. بعدها متوجه شدم كه طالباني از اين قرار باخبر بوده. فكر كردم كه ميتوانيم از اين قتلعامها جلوگيري كنيم. به همين خاطر از من ميخواستند كه تسليم شوم اما من تسليم نگشتم. در آن مقطع آلمان نيز تسليميت را بر من تحميل مينمود. آلمانيها آمد و رفتي داشتند. به من ميگقتند:«از جنگ دست بكش». اما من قبول نكردم. در صدد بودند قرار قتل عام بدون دادگاهي را از طريق آلمان عملي سازند. قبل از آن ميخواستند توسط سوئيس عملي سازند. نقش اعطا شده به آلمان قبلاً به سوئيس اعطا شده بود اما سوئيس قبول نكرده بود. همچنانكه ميدانيد پالمه چنين چيزي را تقبل نكرد. حتي قتل او نيز با اين امر در ارتباط است. با كساني كه به نمايندگي از سوئيس در اينجا با من ديدار كردند نيز اين موضوعات را مطرح كردم.
در داخل PKK نيز بودند كساني كه با صلح مخالف بودند. بعد از سال 1985 در داخل PKK نيز كساني بودند كه متوجه قرار قتلعام كردها شدند. اينها «چروكاياها و امثال آيسل» بودند. اينها فرار كردند، تسليم شدند و خواستند PKK قلابي را تاسيس كنند و به آلمان پناه بردند. اينها عملياتهايي را انجام دادند كه به هيچ وجه ما آن را تصويب نكرده بوديم. شيوه عملياتي اينها زيانهاي زيادي را به ما رسانيد. برادران چروكايا در دياربكر، تنها فرزند باقي مانده از خانواده «ژرميكي» را با نارنجك مسلح نموده و جهت سوءقصد به «بيوكآنت» فرستادند. موضع بيوكآنت مشخص نبود، در قرارگاه تغيير موضع داد. سه برادر بودند. دو تن از آنان شهيد شدند، يكي از آنها سالم بود. در آن مرحله گفتم كسي كه چنين عملكردي را انجام داده انسان نيست. بايستي ميانديشيد و ميگفت كه دونفر از يك خانواده شهيد شدهاند، بگذار يكي از آنها بماند، انسان با وجدان اين را ميانديشد.
يكي دو تا از مصاحبههاي «آيگان» را در روزنامه طرف خواندم. آيگان كيست؟ يك اعترافكننده است. اين قتلعامها را توسط اعترافكنندگان و خائنان عملي مينمودند. آيگان گفته بود كه در دياربكر حدود 700 نفر را سربه نيست كرده است.«آيگان با بارزاني و نجاتي اوزگن عكس گرفته».چه جور هم ژست گرفته بود! آيگان، با كساني مثل بارزاني و نجاتي اوزگن مدام ديدار ميكرد و ميگفت:«درهاي قدرت برويم باز شد». خيال ميكرد او را به عنوان يك والي منسوب ميكنند. «چروك كاياها» هم چنين فكر ميكردند. با چنينن اشخاصي نشست و برخاست داشته و ميگفتند:«درهاي قدرت را برويمان خواهند گشود» اما در اشتباه بودند. مورد سوءاستفاده قرار گرفتند. بعدها به نقشه اعدام بدون دادگاهي كردها پي برد و فرار كرد. به نظر آنها، تنها راه رهايي از اعدام بدون محاكمه، تسليمپذيري بود. «شمدين» با «يشيل محمود يلدرم» هم روابطي داشت.
آنها عليه من هم كارهايي انجام ميدادند. مسئله سوءقصد به جان «حسن بيندال» را كه ميدانيم.« شاهين و اطرافيانش آن كار را كردند». اساساً آن موقع هدف اصلي من بودم، اما به شكل عجيبي نجات پيدا كردم. وگرنه من را به قتل مي رساندند. آن زمان، از «دوران و جميل» اينها هم خيلي انتقاد ميكردم. ميگفتم بايد كاملاً از خود مراقبت كنيد. اگر من نميبودم، خيلي وقت بود كه به قتل ميرسيدند. ميگفتم اگر توانايي حفظ جان خود را نداريد، چگونه ميتوانيد از يك خلق دفاع كنيد؟
بعد از اينكه مرحله آشتيخواهي سال 1993 نقشبرآب شد، به لحاظ مادي و معنوي حوادث دردناكي روي دادند. هزاران جنايت «فاعل مجهول» ترتيب داده شدند. در پشتپرده تمامي اين جنايتها، گروه فوقالذكر وجود داشتند كه از امر قتل عام بدون دادگاهي حمايت ميكردند. همانطور كه ميدانيد، اينها، در عين حال كساني هستند كه از وجود حزبالله هم سوءاستفاده نمودند. چروك كايا اهل بينگول است، در عملياتهاي حزبالله هم كساني از بينگول شركت ميكنند، «آلبارسلان»، كسي كه به دادستاني حمله كرد، از بينگول بود، تمامي عملياتهاي بمبگذاري تحت نام حزبالله و بدست بينگوليها انجام دادند، همسر يكي از سرهنگها هم اهل بينگول است. خلاصه روابط بسيار عميقي با بينگول دارند. اين روابط حول محور يك گروه صورت ميگيرد، اين مسايل را بايد بخوبي درك كرد؛ احتياج به چارهيابي دارد. خلق ميهندوستمان در بينگول بايد از اين مسايل بخوبي آگاهي داشته باشند و به رفع آن همت گمارند.
گروهي از كساني كه آن سري قتل عامهاي بدون محاكمه را صورت ميدادند اكنون در زندان هستند و محاكمه ميشوند. البته همه را نميگويم، زيرا مسلماً دادگاهي كردن همه آنها امكانناپذير است. اگر مسايل مرحله فوقالذكر روشن نگردد و عاملان جنايتها محاكمه نشوند، صلحي پايدار هم تحقق نخواهد يافت. براي همين بود كه مدام ميگويم كه بايد كميسيون حقيقت و سازش تشكيل شود. روشنفكران باشرف و ناموس بايد براي تشكيل اين كميسيون تلاش كنند. اين را براي دوستانمان و روشنفكران در اروپا هم ميگويم: «در راه اين امر مبارزه كنند».

به فعاليتهايشان ادامه دهند. بايد آگاهيها در خصوص حوادث مرحله ذكر شده را گردآوري نمايند. به دياربكريها ميگويم: «هزاران فرزندتان را از دست داديد». نزديكان اين فرزندان بايد به صاحبداري از آنها برخيزند. تمامي اطلاعات و مدارك مربوطه را جمعآوري كنند. كميسيونهاي نامبرده و حتي خبرهاي منتشر شده در روزنامهها را گردآوردي كنند. دست به آمادهكاري بزنند، يك آرشيو تشكيل دهند. وقتي اوضاع بهبود يافت ميتوانند ارايه دهند. نتايج اين كار ميتواند موجب به محاكمه كشيده شدن برخي عاملان جنايتها ميشود. برخي از آنها هنوز هم دادگاهي نشدهاند. به دنبال تشكيل كميسيون حقيقت و سازش، همه بايد دانستههايشان را به اطلاع آن برسانند.
«چيلر» بايد با اين كميسيون گفتگو كند. «ايمور» بايد اين كار را بكند. «دميرل» هم بايد گفتگو كند. «آغار و مسعود يلماز» هم بايد چنين كنند! اين كميسيون بايد به گفتههاي من هم گوش فرا دهد. اگر چه به محاكمه كشاندن ارگناكون ظاهرسازي هم باشد اما راه را بر برخي چيزها خواهد گشود. به همين خاطر آن را مهم قلمداد ميكنم. ميگويند كه دومين كيفرخواست در حال آماده شدن است. ميخواهم اين دانستههايم را براي قاضي باز گويم. براي همين گفتم كه بايد قاضي به سخنانم توجه كند. برخيها ادعا ميكنند كه با (ميت) روابطي دارم. بعداً اين امر را ارزيابي خواهم كرد.
از سال 1985 تا به امروز طرفداران انجام قتلهاي بدون دادگاهي، در دولت بر سر كارند. حتي ريشه آنها به سالهاي 1952 برميگردد. سال 1952 تاريخ سازماندهي كردن طرز كار «گلاديو» است. از اين تاريخ به بعد موجوديت يافتهاند، اما قرار قتلعام در رابطه با كردها، در سال 1985 اخذ شد و آن را عملي ساختند.
سياستهاي اردوغان متفاوتتر از سياستهاي دميرل است. در آن مرحله، دميرل طي سخنراني در باتمان ميگفت؛ «ميتوان از راه عادي امور خارج شد». منظور او از «خارج شدن از راه عادي امور» انجام قتلهاي بدون محاكمه بود. چيللر هم چنين ميانديشيد. اما اردوغان ميگويد نميتوان از راه عادي امور خارج شد. ولي كوچوك در گفتههايش(در دادگاه) ميگويد:«قرار مداخلات عليه ما در جلسه 5 نوامبر گرفته شد». قرار خاتمه دادن به قتلهاي بدون دادگاهي در 5 نوامبر اخذ شد. ميدانيد كه آمريكا و AKP اعلام كردند كه :«PKK دشمن مشترك ماست». اينگونه تصفيه اكيپ قتل عام بدون دادگاهي آغاز گرفت. همانطور كه AKP ايها گفتند: بجاي قتل عام بدون دادگاهي، مرحله مجادله اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي آغاز شد. اين به اين معناست كه:«مبارزه اقتصادي، يعني قتل عام اقتصادي؛ مبارزه فرهنگي، يعني قتل عام فرهنگي؛ مبارزه اجتماعي يعني قتل عام اجتماعي؛ بطور كلي ميتوانيم به اين امر قتل عام مدني و بطور صحيحتر قتل عام سفيد بگوييم». همچنين راهاندازي(6 TRT) و برداشتن گامهايي از قبيل تشكيل انستيتوها، در نتيجه قرارات در ديدارهاي 5 نوامبر در آمريكا و در چارچوب آن به ميان آمدند. اين گامها ( راه اندازي 6 TRT) را بايد به مثابه امري سمبلي ارزيابي كرد. اساساً امري بيمعنا ميباشد. مخالف اين هستيم كه به مثابه ابزاري در خدمت انتخابات مورد استفاده قرار گيرد. از اين ببعد به اين شيوه عليه كردها مجادله خواهند كرد. بله، اين موارد را به مثابه ابزار انتخاباتي بكار ميگيرند و مسئله مهم معنا و محتواست كه آنها را از محتوا تهيميكند.
زمان برگزاري كنفرانس نزديك ميشود و بايد در چارچوب 5 مبداي كه قبلاً يادآور شده بودم، گردهم آمد. آن 5 مبدا را قبلاً برشمردهام. مبدا حقوق فرهنگي، مبدا اقتصاد، اتحاد، دموكراسي و جنگ و صلح. همانطور كه ميدانيد اين مبداها را قبلاً برشمرده بودم. كنفرانس بايد كنفرانس بحث و گفتگو بر سر اين مبداها باشد. بايد از تمامي بخشهاي كردستان مشاركت صورت گيرد، كردهاي اروپا هم بايد شركت كنند. البته كنفرانس، كنفرانس خلع سلاح نيست، عنوان كنفرانس بايد كنفرانس سازش دموكراتيك و صلح باشد. موضوع خلعسلاح هم ميتواند حول و حوش آن 5 مبدا مورد بحث قرار گيرد. كنفرانس بايد از ميان خود يك«هيات سازش» به عبارت ديگر «هيات اجرايي» برگزيند، اين هيات بايد به نام كردها با ايران ديدار كند و اوضاع كردهاي آنجا را بررسي نمايد. همچنين در خصوص اوضاع كردهاي سوريه هم بايد ديدارهايي با آن كشور صورت دهد. عراق هم كه خود در كنفرانس حضور دارند. اين هيات بايد به تركيه هم بيايد و با كردهاي آن ديدار نمايد. از آن پس، بايد اين هيات به نام كردها ديدارها را صورت دهد. بايد DTP در تشكيل آن هيات و كاركرد بخشي به آن پيشاهنگي كند و پيگير پيشرفتهاي آن باشد. احمد ترك ميتواند در تشكيل آن جاي گيرد و بخوبي آن كار را انجام دهد و نبايد بعدها بگويدكه:« من نتوانستم مسئله را بخوبي درك كنم» بايد بر بنيان صحيحي آن را درك نموده و در راستاي آن فعاليت كند. اين گفتههايم در رابطه با كنفرانس را به صورت يك نامه كوتاه و به شيوهاي مناسب به بارزاني و طالباني برسانيد.
كمي ميخواهم در مورد آن قراركه:«كساني كه دو دوره پياپي انتخاب شدهاند، در دوره ديگر انتخاب نخواهند شد» ارزيابيهايي بكنم. به نظر من اين قراري دگماتيك است. محمد هم اين را گفت. اين قرار ميتواند به معناي دخالت در اراده دموكراتيك باشد. براي همين از اين قرار منصرف ميشوم. معيار خاص من در اين امر، موفقيت است. اگر عملكرد يك شخص موفقيتآميز باشد، در صورت موافقت رفقايش، ميتواند براي سه دوره، چهار دوره و يا پنج دوره وظايف برعهده گيرد. اگر حتي يك دوره ناموفق باشد بايد فيالفور از مسئوليت عزل شود. اگر عملكرد«كارايلان» موفقيتآميز باشد و رفقايش تصويب كردند، ميتواند در پست خود بماند. من نميگويم كه بماند و يا نماند. اگر عملكرد احمد ترك موفقيتآميز باشد و رفقايش مناسب تشخيص دهند، ميتواند در پست خود بماند. اين، اروپا را هم شامل ميشود. رفيقي كه در آنجا موفق باشد، اگر رفقا او را انتخاب كردند ميتواند به مسئوليتش ادامه دهد. مسئله مهم، موفقيت در انجام وظايف است.
برخي روزنامهها درمورد آوردن من به اينجا برخي چيزها نوشتهاند. اينها مهم هستند. آن مرحله براي تحقيق و تفحص مهم ميباشد. چنين تحقيق و تفحصهايي بايد تعميق يابند. داراي چنان ابعادي است كه ميتواند موضوع بسياري كتابها شود.
بله يك نفر موبور و چشمآبي از ما استقبال كرد. همچنان كه يك كنيايي را هم به عنوان رييسجمهور آمريكا انتخاب كردند. بله، وقتي در سوريه بودم، چندين تن ماده منفجره4 ـ C به آنجا فرستادند. دهها بار نقشه سوءقصد به جان من را طرحريزي كردند اما موفق نشدند.
در سرحد ميتوانيم در چه جاهايي موفقيت كسب كنيم؟ آگري كه مسلما از آن ماست، در دوغوبايزيد كه مسلما وضعيت خوب است. براي خلقمان در «گهلييزيلان» سلام ميفرستم. براي خانوادههاي «معصومكوركماز» و «ماهرجان» سلامهاي ويژه ميفرستم. نه تنها به آنها بلكه براي نزديكان آنها هم سلام ميفرستم. براي مجلس زنان در «دوغوبايزيد» هم سلامهاي ويژه ميفرستم. به مناسبت هشت مارس و در رابطه با زنان مواردي براي گفتن دارم. اين گفتهها را ميتوان به مثابه يك پيام منتشر كرد. هگل از رابطه برده ـ ارباب به رابطه دولت ـ ملت دست يافت. من هم از امر مبدل ساختن زنان به عنوان مستعمره توسط مردان دوروي فريبكار گذار نموده و به «تمدن دموكراتيك» دست ياقتم. يكي از وكلايم ميگفت:«بخشي از دفاعيات تو به پديدارشناسي معنايي(روح) هگل شباهت دارد». پديدارشناسي معنايي هگل را بعدها خواندم، مواردي همسو وجود دارند. البته هگل اين را 200 سال پيش گفته بود و من هم اكنون ميگويم، عجيب است! هگل، فيلسوف دولت ـ ملت است، من هم فيلسوف تمدن دموكراتيك هستم!
چند نامه دريافت كردم. ميخواستم همه اسمهاي آنها را بخوانم اما امكان آن نيست. 23 عدد نامه بدستم رسيد. نامههايي كه خارج از زندانها نوشته ميشوند، بدستم نميرسند. فقط نامههايي كه از زندانها فرستاده ميشوند را به من ميدهند. نامه «گلزارآكن» را دريافت كردم. فكر كنم گروههايي هم هستند، هشت عدد نامه آنها بدستم رسيد. «پويراز» نامهاي نوشته، در آن از نيچه ميگويد. مفهوم«ابرانسان» نيچه را مورد تحليل قرار ميدهد اما ناقص تحليل ميكند، به اندازه كافي آن را درك نكرده. بايد تحقيق كرده و به آگاهي بيشتري دست يابد. مفهوم ابرانسان نيچه به معناي برده نشدن انسان است. گذشته از آن شهروندي مدرنيته را قبول ندارد. نيچه از زرتشت متاثر شد و كتاب«چنين گفت رزتشت» را نوشت. ابرانسان مورد نظر زرتشت، انسان آزاد و با اخلاق است و نيچه از اين مهم متاثر گشته بود.
نامهاي هست كه از زندان آديامان به دست رسيده. در مورد سيستم كنفدرال نوشته. معلوم است كه روي آن فكر كرده. تا حدودي آن سيستم را درك كرده، اين را مطرح ميكندكه: «در درون سيستم كاپيتاليستي تا چه اندازه امكان رشد دادن سيستم كنفدرال وجود دارد»؟
هم چنين در مورد «kibutz ها» (گروه كئوپراتيوها كه در اسراييل به زراعت مشغولند) به تعمق پرداخته. به نظر من نيز kibutz ها، مهم ميباشند؛ زراعت توسط kibutzها توسعه مييابد. نامهي«اورهان چاچان» به دستم رسيد. به او سلام برسانيد. نامه «عدنان كاراتاش» كه از زندان فرستاده بدستم رسيد. نامهاي عجيب از «آيفرآيچيچك» رسيد. با آيفر ديدار كرده و سعي كنيد وي را درك نماييد.
دوبار كتاب «كانت» را باخود به اينجا آوردهايد؟ بيشتر دقت نماييد. به خلقمان سلام ميرسانم. سلام من را به زنان رسانده و هشت مارس را به آنها تبريك ميگويم. روز خوبي را برايتان آرزومندم.
ديدار با خانواده
فعاليتهاي انتخاباتي در چه وضعيتي ميباشد؟ آن موارد را ميتوان حل نمود. هميشه هنگام انتخابات، در تعيين نامزدها، چنين مشكلاتي پيش ميآيد. اتفاقات خوب و يا بد پيش ميآيند. ديگر زمان چنين برخوردهايي به سر رسيده. هر چيز حتمي شده. از اين ببعد بايستي تمامي نامزدها و كساني كه خود را براي نامزدي معرفي نمودهاند، همواره با خلق به فعاليتي همه جانبه بپردازند. اين انتخابات بسيار حساس و حياتي ميباشد. براي خلق نيز بسيار مهم ميباشد. هر كس به اندازه توانايي خويش بايستي شب و روز به فعاليت بپردازد.
كمي به راديو گوش دادم. AKP در درسيم در چه وضعيتي بسر ميبرد؟ در درسيم چه اتفاقاتي روي ميدهد؟ خريدن اراده خلق با پول صحيح نميباشد. اينها صحيح نميباشد. وضعيت كلي انتخابات چگونه ميباشد؟ دو برابر ميشود؟
بايد تلاش نمود. نزد مردم برويد. خانه به خانه. بگرديد. فعاليت نماييد. واقيتها را بر زبان آورده و براي آنها توضيح دهيد. وضعيت «اورفا» چگونه ميباشد؟ وضعيت مناطق چگونه است؟ نامزدها چه كساني ميباشند؟ سلام مرا به رئيس شهرداري اسبق «ويرانشهر» برسانيد. لازم است كه او مستقيماً براي نامزد زن فعاليت نموده و به وي كمك نمايد. براي موفقيت وي فعاليت نمايند. ويرانشهر براي اورفا منطقهاي استراتژيك و مهم ميباشد. فعاليتهاي انتخاباتي در «سيورك» در چه وضعيتي ميباشد؟ اگر شديدا فعاليت نمايند، ميتوانند پست شهرداري آنجا را بدست آورند. اوضاع «حيلوان» چگونه ميباشد؟ نامزدش كيست؟ خانوادهي«عجم اوغلو» را ميشناسم. همچنين رفقايي كه طرفدار و دوستدار مبارزه ميباشند، وجود دارند. سلام من را به آن رفقايي كه دوستدار مبارزه ميباشند برسانيد. آنها هم بايد كمك نمايند. همگي با هم فعاليت نموده و به موفقيت دست يابند. خلفتي چطور؟ بايستي در خلفتي موفقيت كسب كرد. اگر در خلفتي به فعاليت بپردازند، ميتواند در آنجا نيز موفقيت كسب كنند. گوگلو چطور؟ اوضاع بيرجيك در چه حال است؟ بوزووا چطور؟ ميتوانيم در بوزووا موفق شويم؟ اوضاع در سوروج و جيلان پنار چگونه ميباشد؟ هر كسي بايستي به خوبي فعاليت نمايد. اگر خوب فعاليت نمايند، ميتواند در مناطق بسياري به موفقيت دست يابند. شهرداريها بايستي بسيار فعاليت نمايند. خدمتگذاري، فعاليتي گروهي ميباشد. كار شهرداري فعاليتي فردي نميباشد. در هر شهرداري لازم است كه يك و يا دو مشاور داشته باشند. يك و يا دو مشاور كه بتوانند كارها را بخوبي پيگيري نموده، رابطهشان با خلق بسيار صميمي و خوب بوده و مورد اعتماد باشند. ميتوان نواقص و اشتباهات گذشته را برطرف نمود. مشاوران بايستي افرادي باشند كه خلق خواهان آنها بوده و مورد قبول خلق باشند. همچنين اشخاصي ميباشند كه همواره خوب حركت نمايند. اين فعاليتها را تمامي احزاب، روشنفكران، دموكراتها و كانونها به انجام ميرسانند. رفقا در ميزگردها مشاركت مينمايند؟ به رفقا جمعه، كارايلان، دوران كالكان، مصطفي قرهسو، فواد و ديگر رفقا سلام و احترامات من را برسانيد.
فعاليتهاي 15 فوريه چطور بود؟ چطور گذشت؟ همه جانبه بود؟ فعاليتي انجام شد؟ در سوريه چگونه گذشت؟ در هرچهار بخش چطور گذشت؟ در اروپا چطور؟ به خاطر مشاركتشان به هر كس سلام ميفرستم. وضعيت در اروپا چگونه است؟ به كساني كه در آنجا فعاليت نموده و زحمت ميكشند سلام و احترامات خود را تقديم مينمايم. وضعيت«جومرد» چگونه است؟ انساني بسيار محترم است. براي وي سلام ميفرستم. وضعيت «آرام» چگونه است؟ به وي نيز سلام ميرسانم. سلام و احترامات من را به تمامي هنرمندان برسانيد.
درود و احترامات من را به تمامي دوستان و رفقا برسانيد.
